تبليغاتX
هوادار تراكتورسازي تبريز



مشکینی ها
مشکینی ها
من تلسمیریم...
   باشلامیرام. باشلامیرام

   سن دئمسون , باشلامیرام  

   دفتریمی گوز یاشیلا , یاشلامیرام

   بیرجه دایان 

   دایان دایان 

   آنلا دنن 

    آدون ندی؟

   یارپیز گولی , کهلیک اوتی , بویما درن

   آدون ندی ؟ منله دنن

   کیمله  یانیم؟

   کول ساتانیم

   کیمله آلیش؟

   کیمله وئریش؟

   کیم آلاجاق؟ , او کولی کی

   مینلر اورک , یوخ یوخ , جان , مین جان کولودو

   گوزوم آیدین ! آند ایچیسن؟

   ایتیلممیش اوراغچاوی ,  گوتورموسن

   اورک زوغلو , گوللریمی

   ظالیم , سن بیچیسن؟

   بیر کومور گئجه ,  وار آی ایشیغیم 

   باتسا گونوم , منیم گئجم ,  آنلا منی

   گونوز , گونش , کیمله دئمی؟

   درین باخیش بیر گوزله سوروشمامیش بیر آدینی , مبدا اینی , مقصدینی

   وورولمیشام , وورولمیشام , وورولمیشام گو گوزینه

   قوتارمییان بیر گئجنین

   کیم باشاریر گتیرمیین؟

  جان وئررم اورگدنه ,  اورگدنه جان وئررم

   قانلا سوزوم   یازار قلم

   هاینی داوات جوهریمیز 

    سنله آیاخلارام دونیانی  تا گون چیخانا 

   گون باتانا , گون چیخانا

  شوکرانی الیله آلیب , جانلا ایچیب, اثبات ائدیم طاعتیمی

  هرنه دئسون , یوخدی "یوخوم" , اینانمیرام

   کیم اینانار , سندن ساوای , اینانمیرام

   دایان دایان , آنلا منی


   سیزه قوناغ , سنله گئدیم

   چاغیرماسون , آپارماسون

   گوز یاشیلا , آسلا منی

   دار آغاجیم

   آنلا منی  آنلا منی

   "کوهنه رفیق",  سسله دنن:

   آی گوزلیم  سنله گلیم؟    

    یاواش یاواش , خیمیر خیمیر

   سوروشمیسان؟

   اوزاغ یولو, چنلی چیمن, آیاغ یالین

   کیمله  گئدی؟

   نئیله گئدی؟

   چاغیر بولوط  ,  سولیمانیم , سوری سوری

   دینن هود هود دسته دسته

   ال له یاپیش , بیر الیمه

   قوی ییخیلیم بیر قوجاغا

   فیردوس اورا , ایمان اورا , آمان اورا

   شیرین عاغیل بیر دلی تک باخما منه؟

   اینانمیرسان؟

   آت الووی , توت دلووی , گور دئدییم

   ال له یاپیش , بیر الیمه

   دیل له دنن گل گوزلیم

   گوزله چاغیر هم قاطاری

                                                                                                                                                                       

   آمما دنن یاغما منه , قانلی یاغیش

   ایندی منیم , ایستی گونوم 

   سرین سرین, بولاغلارین

   ایسلمیرم

   ایندی منیم , قانلی گوزومم

   درین درین , مرهمووی

   ایسلمیرم

 

   کیمله قاچیم , یئتیرمیرم

   نئیله دئییم , ائشیتمیسن

   نجور باخیم , اوزاغ یولا

   دایان دایان تانیش قوناغ

   سن بیلیسن سیریمیزی

   تکجه بیلب , آنلییانیم

   قلم دیلی

  جووهر سوزی , گوز یاشیدی

  آمما دایان , دئییم سنه ,

   اوت توپو تک

  توتولماسین اورک یولی

  آپارمادون , قوناغ  منی.

مازیار خییولی- اردبیل-20 آبان 1388
ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط مازیار

دوره ی ارزانیست
شرف اینجا ارزان

تن عریان ارزان

آبرو قیمت یک تکه ی نان

و دروغ از همه چیز ارزانتر

و چه تخفیفی خورده است قیمت هر انسان

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط مازیار

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط مازیار

              برای خرید اینترنتی این کتابها به سایت WWW.ADINEBOOK.COM بروید                                           

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط مازیار

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط مازیار

هاشمی رفسنجانی:« احمدآقا خبر دو نامه از آیت الله خامنه ای و آقای  جلال الدین فارسی به امام را داد که در آنها از حمایت امام از یک جریان گله شده و خواستار توجه به جناح جامعه مدرسین  حوزه علمیه قم (مخالفان میرحسین موسوی که روزنامه رسالت بلندگوی آنها بود) و… شده اند.»

آیت الله اسدالله بیات:« اعضای جامعه مدرسین نامه شدیداللحنی -علیه موسوی- به امام خمینی نوشته بودند. بعدها از حاج‌ احمدآقا شنیدم که این نامه آنقدر تند بود که امام نامه را به ایشان داده و گفته بودند به آقایان بگوئید ادب را از رادیو اسرائیل یاد بگیرند. یک‌ بار من و آیت‌الله طاهری در خدمت امام بودیم، ایشان فرمودند: اگر ترس از این نبود که مردم بگویند اینها خودشان را هم تحمل نمی‌کنند، دستور توقیف روزنامه رسالت را می‌دادم.»

ارسال در تاريخ چهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط مازیار

برای دانلود کلیک کنید

برای آشنایی با رسولزاده به نقل از ویکی پدیا
 :روی لینک زیر کلیک کنید:
ارسال در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط مازیار
1-به سایت زیر بروید که , مسلما فیلتر نیست:

www.YOUTUBEMP4.com

2- به جای موضوع (KEYWORD) مورد نظرتان را نوشته و بر روی "SEARCH" کلیک کنید.(کادر زیر در سایت)

Search Videos from YouTube

Keyword:              

3-روی کلیپ مورد نظر در میان سایر نتایج کلیک کنید.

4- در صفحه جدید روی عبارت"DOWNLOAD MPEG4 FILE" کلیک کنید.

5-فیلم(کلیپ) با فرمت MP4 شروع به دانلود میشود.

: سرعت دانلود بستگی دارد به پهنای آکانت شما(سرعت اینترنتی که از آن استفاده می کنید)

:بعضا سرور سایت گرفت و گیر دارد

:اگر سرعتتان کم بود; یا منتظر بمانید یا با وزیر ارتباطات تماس بگیرید و درد دل کنید.

:فحش ندهید

:ورژنهای(نسخه های جدید) مدیا پلیر (11); این فایلها را پخش می کنند.

:همچنین VLC MEDIA PLAYER,K-LITE,GOM PLAYER , KM PLAYER این فایلها را پخش می کنند.

:این نرم افزارها از سایت www.KAMYABONLINE.COM و البته منابع دیگر; قابل دانلود هستند.

:مثلا اگر دنبال کلیپ های اِبرو خواننده منحرف و بی دین و ... ترک هستید با عبارت  

                         " IBRU  NEW ALBUM "                  

شروع کنید و در صفحه نتایج  بر روی کلیپ ذلخواهتان کلیک کنید.

"قصه ما به سر رسید ولی دانلود شما تمام نشد"

ارسال در تاريخ سه شنبه نوزدهم آبان 1388 توسط مازیار

ارسال در تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 توسط مازیار

سعيد امامي، آنگاه که معاون قدرتمند امنيت در وزارت اطلاعات بود، از اوائل سال 1375 با سماجت از من خواست مؤسسه‌اي در زمينه «چپ نو» ايجاد کنم و وعده‌هاي مالي فريبنده‌ ‌داد. به‌رغم مراجعات مکرر، با قاطعيت نپذيرفتم و به صراحت گفتم: وزارت اطلاعات فاقد توانمندي فکري کافي براي پرداختن به مسئله روشنفکران است. و افزودم: حوزه مورد علاقه من تاريخ است و تاريخ را نمي‌توان به «چپ» و «راست» تقسيم کرد. انسان‌ها در طول زندگي از نظر گرايش فکري متحول و متغيرند و تاريخ را بر اساس تغييرات فکري شخصيت‌هاي سياسي نمي‌توان به دو حوزه «چپ» و «راست» تقسيم کرد. بعدها دريافتم که سعيد امامي به جدّ خصم من است و مي‌کوشد حاصل کار مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي را تخريب کند. براي از ميان بردن اعتبار کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوي» تلاش مي‌کرد نوشته‌هايي منتشرنشده از ارتشبد فردوست بيابد و با نام «مؤسسه تحقيقاتي ديدگاه» چاپ کند، که نيافت، و در مقابلِ کتاب «خاطرات کيانوري»، که من تدوين کرده بودم، کتاب کم‌ارزش «گفتگو با تاريخ» را، به‌رغم اعتراض کتبي و شفاهي من، منتشر کرد؛ کتابي زشت با نام «لابه»، با سر هم کردن يادداشت‌هاي خصوصي احسان طبري منتشر نمود به‌رغم اعتراض‌هاي شديد من، خاطرات مبتذل زني به‌نام پروين غفاري را منتشر کرد به عنوان افشاي حکومت پهلوي، خاطرات کم‌ارزش منصور رفيع‌زاده، برکشيده دکتر مظفر بقايي کرماني و رئيس ساواک در آمريکا و دوست دائي‌اش سلطان محمد اعتماد، را منتشر کرد و قس عليهذا. کارنامه فرهنگي سعيد امامي برايم قابل توجيه نبوده و نيست مگر با يک فرض که هماره گفته‎‌ام؛ حتي در زمان اقتدار او و پيش از ماجراي «قتل‌هاي زنجيره‌اي». کاملاً درک مي‌کردم که اين دعوا «شخصي» نيست؛ سعيد امامي تعمداً مي‌خواهد حاصل کار مرا متلاشي کند و سبک تاريخنگاري و نهادهايي را که من ايجاد کرده بودم از طريق به ابتذال کشانيدن آن فروپاشاند. آن مؤسسه «چپ نو» نيز، که مي‌خواست با مديريت من ايجاد کند، که خداوند رحم کرد و نپذيرفتم، بعدها به کنام «قتل‌هاي زنجيره‌اي» بدل شد. از همان زمان در پس کاسه «نيم‌کاسه‌اي» پنهان مي‌ديدم. او و دوستانش تا حدودي موفق شدند. سال‌هاست من در شيرازم به دور از مؤسساتي که خود بنيان نهادم.

بعدها، در اواخر دولت آقاي هاشمي رفسنجاني، سعيد امامي، در پي رسوايي بلژيک و دستور رهبري، از معاونت امنيت برکنار شد ولي فلاحيان او را خانه‌نشين نکرد بلکه در معاونتي گماردش که تحليل‌ها و بررسي‌هاي سياسي را متولي بود. از اين زمان فعاليت‌هاي پژوهشي من به‌نوعي در حوزه رياست او قرار گرفت. تا آن زمان معاونان مربوطه يا اندکي حمايتم مي‌کردند يا بي‌تفاوت بودند ولي زماني که سعيد امامي در اين سمت جاي گرفت اوّلين اقدامش خانه‌نشين کردن من بود. بدينسان، يک سالي دفتر کارم را از دست دادم، در خانه نشستم و با سماجت جلدهاي اوّل و دوّم «زرسالاران» را نگاشتم. در پيامد اين کار شبانه‌روزي و وحشتناک يک ساله، و فشارهاي عصبي ناشي از رفتار سعيد امامي، قلبم به شدت بيمار شد. سرانجام، 2 خرداد 1376 فرارسيد. خاتمي رئيس‌جمهور شد و سعيد امامي از اين سمت نيز برکنار و مشاور وزير شد. اينک دريافته بود که در موضع ضعف مفرط است. لذا، به بهانه عيادت از من، به همراه گروهي از دستيارانش، به خانه‌ام آمد. زياد، بسيار بيش از حد معمول، نشست و کوشيد خودماني و صميمي شود. کاملاً روشن بود مي‌خواهد رفع کدورت و دلجويي کند. او از قلم و ارتباطات گسترده‌ام مي‌ترسيد و دريافته بود که به او مشکوکم. پس از اين ديدار، مطلبي دربسته درباره سعيد امامي نوشته و به رسم امانت به گاوصندوق دبيرخانه شوراي امنيت ملي سپردم تا بعدها باز شود. رفتار و منش و چهره سعيد امامي را بسيار شبيه به قدرت‌الله ربيع‌زادگان مي‌ديدم؛ دانشجوي دانشگاه شيراز و مأمور ساواک که با من دوست شد و دستگيري من و تعدادي از دوستانم را در سال 1352 سبب شد.

اين کارنامه دو دهه تلاش پژوهشي من است. خوب و بد آن با آيندگان. محققي مستقل بوده، هستم و خواهم بود. با انديشه خود راه مي‌روم و با دسترنج خود زندگي مي‌کنم. همگان مي‌دانند که «سفارشي» کار نکرده‌ام و حتي اگر خواسته‌ام نتوانسته‌ام «سفارشي» بنويسم. خلق‌وخوي من اين نيست. بايد انديشه و مطلبي بجوشد و انگيزه دروني داشته باشم. نتوانسته و نمي‌توانم «پيمانکار پژوهشي» باشم به‌رغم اين‌که اين «پيمانکاري» مي‌توانست برايم، از نظر مالي، بسيار پرسود باشد. زندگي سياسي طولاني و سرشار از تجربه‌اي نيز داشته‌‎ام که همگان مي‌دانند. به آن مباهات مي‌کنم. آبي که روان است پيچ و خم‌هاي فراوان طي مي‌کند. اين آب راکد نيست. آبي که راکد است به جمود و سکون کشيده مي‌شود. زندگي سياسي‌ و پژوهشي‌ام نه فقط مايه مباهاتم است بلکه تجربه‌اي است غني و کم‌نظير که شالوده مواضع و تحليل‌هاي امروزم را مي‌سازد.

به نقل از WWW.shahbazi.ORG

ارسال در تاريخ دوشنبه یازدهم آبان 1388 توسط مازیار
قالب وبلاگ